
پنج شنبه مامان آش پخته بود هم نذری هم خیراتی قرار شد بعد از کلاس بیای ببری که خسته بودی نیومدیجمعه صبح تازه ساعت 11 پیام سلام صبح بخیر دادی گفتم یه قراری بذار یا بیا ببر یا بگو من بیارمگفتی باشه 4 راه آهن ولی دخترمو منو گرفته به کار قبلش خبر بده دیر و زود نشهتا 3 منتظر موندم خبری ازت نشد چادر چاغچور کردم راه افتادمتو مسیر چهار پنج تا پیام بهت دادم جواب ندادیانقدر سرگرم کار بودی گفتم شاید گرفتاری و گوشی دم دستت نیسترسیدم انقلاب گفتم علائم حیاتیت رو اعلام کن ولی هیچچچچ خبری نبوداومدم زیر پل دیگه ن...
ادامه مطلب